نیمی از عمرم را با عجله در میان باد و باران سفر کرده ام، گرمی و گرمی روابط انسانی را دیده ام و طعم سختی های زندگی را چشیده ام. وقتی جوان بودم سرشار از شور و شوق بودم و فکر می کردم که اخلاص می تواند بر همه سختی ها غلبه کند. بعداً متوجه شدم که بسیاری از تجمعات فقط رهگذران هستند و وسواس های زیاد در نهایت به پشیمانی تبدیل می شوند. در طول مسیر با تلو تلو خوردن به جلو، صاف کردن لبه ها و مهار لبه های تیز، دیگر از احساساتم به راحتی صحبت نمی کنم و عادت دارم احساساتم را در قلبم پنهان کنم. کم کم یاد گرفتم که سکوت کنم و خود را درمان کنم و در دنیای آتش بازی به تنهایی زندگی کنم، بدون اینکه انتظار داشته باشم کسی بفهمد یا کمک بخواهد. تا آخر عمرم نسبت به سود و زیان بی تفاوت خواهم بود، زندگی پایداری خواهم داشت و در سال های معمولی آرامش خاطر را حفظ می کنم تا بقیه وقتم را بگذرانم.
This post is user-generated content. The views and opinions expressed are solely those of the author and do not necessarily reflect the views of, and are not endorsed, verified, or sponsored by, BSC.News LLC.
فرهنگنیمه بیدار در دنیا
نیمه بیدار در دنیا

#人间半醒
نظرات
00/1000
هنوز نظری وجود ندارد.